رمان گندم

۲۰ مرداد ۱۳۹۵ 6677 بازدید بدون نظر

رمان گندم

Gandom

نام : گندم
نویسنده: م.مودب پور
ژانر:عاشقانه
تعداد صفحه پی دی اف: ۹۷۸
قسمتی از رمان: يه دفعه نمي دونم چراخنديدم وتودلم يه حال عجيبي حس کردم شايدعشق همين بود!يعني عاشق شده بودم؟! عاشق گندم چه اسم قشنگي!
کم کم برگشتم به خاطراتم!ياده موقع هايي افتادم که من وکاميارباگندم وآفرين ودلارام وکامليا بازي مي کرديم يادمه موقع يارکشي هميشه گندم مي اومدبامن!يادمه هميشه وقتي گرگم به هوابازي مي کرديم .
وگندم مثلا گرگ مي شد بااينکه مي تونست منو بزنه اينکارونميکردوبقيه روميزد!
تواين فکرابودم که صداي پدرم ومادرم روشنيدم که داشتن مي اومدن خونه وباعصبانيت باهمديگه حرف مي زدن!


نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

IP Blocking Protection is enabled by IP Address Blocker from LionScripts.com.