صدای پای خدا

۲۱ فروردین ۱۳۹۷ 7554 بازدید بدون نظر

صدای پای خدا

نام رمان : صدای پای خدا

نویسنده : Saamira

ژانر : #اجتماعی

تعداد صفحات : ۳۰۴

***فرمت Apk بدلیل داشتن پنل تنظیمات حرفه ای جهت تنظیم فونت و سایز متن و … پیشنهاد می شود***

خلاصه :نفس، دختری هجده ساله با قلب و دلی پاک، از خانواده‌ای مذهبی، طی جریاناتی پا روی اعتقادات خود و خانواده‌اش می‌گذارد و با پسری از جنس کینه و نفرت دوست می‌شود.
این کینه، دامن زندگی دخترک را می‌گیرد و زندگی آرام و زیبایش را، به کلی تغییر می‌دهد و در آخر، این صدای پای خداست که به گوش می‌رسد…

قسمتی از داستان :

-خب، راستش رو بخوای، بعد از هشت ماه، دیگه طاقت نداشتم که فقط عکست رو ببینم.

می‌خواستم بیام و از نزدیک این چهره‌ی معصوم رو ببینم.
آن‌قدر کنار هم ماندیم و از همه‌جا حرف زدیم که به کل زمان را فراموش کرده بودم.
با صدای زنگ موبایلم، تازه متوجه شدم که هوا تاریک شده است.

موبایل را از کیف کوچک دستی‌ام خارج کردم و وقتی نام حاج بابا را بر روی آن دیدم، از ترس چهارستون بدنم به لرزه افتاد.
-بله؟
-کجایی دختر؟ یه نگاه به ساعت کردی؟
-سلام حاج بابا، ببخشید، داشتیم با مهسا درس می‌خوندیم؛ به کل زمان فراموشم شد. الان میام.
-علیک السلام، لازم نکرده این موقع شب تنها راه بیفتی تو خیابون؛ الان نریمان دنبالت میاد.
-خودم با تاکسی می‌تونم بیام.
-گفتم لازم نکرده، فقط آماده باش.
-چشم.
موبایلم را که قطع کردم، حسام با دیدن رنگ زردم خندید و گفت:
-اوه، اوه! بابا حاجی می‌خواد گردن بزنه؟
از جا پریدم و گفتم:
-حسام، ماشین داری؟
-آره.
-لطفا من رو برسون خونه مهسا. الان نریمان میاد دنبالم.


نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

IP Blocking Protection is enabled by IP Address Blocker from LionScripts.com.