رمان قشاع

۲۴ تیر ۱۳۹۵ 15335 بازدید 2 نظر

رمان قشاع

tmp_31711-Ghoshaa-1215298859

 

نام:رمان قشاع
نویسنده:نیلوفر قائمی فر
ژانر:عاشقانه،اجتماعی
خلاصه:عاشق را که برعکس کنی
می شود “قشاع”
دهخدا را می شناسی؟
لغت نا مه اش را که باز کردم نوشته بود:
قشاع : دردی که آدم را از درمان مأیوس می کند…
قسمتی از رمان قشاع:
امیرعباس مثل برادرشوهرم جلوم نایستاده بود مثل یه بازجو بود،چرا همه تموم مسئولیت و همّ و غم منو سپردن دست این؟!چرا جز امیرعباس هیچکس دور و برم نیست؟!انگار این یه امر عادیه که داره منو میپاد!!بدجوری معذبم..تنم عین بید از درون می لرزید ولی محکمی خودم رو حفظ کرده بودم،من هونیام نمیشکنم…
با اون صدای بم و پرطنینش که وقتی حرف می زد توی دل آدم می لرزید از قدرت صداش گفت:امیرعباس_منتظرم..تعریف کن «پرسشگرا نگاهش کردم،عصبی ولی با صدای آروم گفت» بعد از چند سال از کانادا اومدم یه برادرم به قتل رسیده یه برادرم هم تو تصادف مرده..قاتل برادرم معلوم نیست کیه!بهترین رفیق دوران بچگیم تو زندانه یکی میگه چکش برگشت خورده یکی میگه ازش بخاطر چیز دیگه ای شکایت کردن..خواهر همین رفیقی که میگم شده زن برادرم «با حرص و خشم تو چشمام نگاه کرد و حرفشو ادامه داد» که سه ماهه عروسه و شش ماهه بارداره..خواهرم شوکه و افسرده ست..اون بیرون ارشیا زل زده به زنش و زنش هم خون گریه میکنه..چی باعث شده عشقشون رو میز دادگاه لنگ دو تا امضاء و یه خطبه ی طلاق باشه؟! «با خشم و کنجکاوی نگاهم کرد و گفت» بابای من تو فاصله ی سه ماه دو تا جوون از دست داد بعد بابای تو کمرش شکسته!!!مادرت بی قرارتره،چرا همه مشکوک نگاهت میکنن؟!چه بلایی سر این دو تا خونواده اومده؟!پر از نسبت و نسب شدن..به هم خوردن و شکستن..دارم دیوونه میشم هرجای این نسبت ها یه معماست یه گره ست..هونیا چی شده؟!من از چی بی خبرم؟!…


نوشته های مشابه
دیدگاه ها
2 دیدگاه برای “رمان قشاع”
  1. Avatar

    خیلی قشنگه

  2. Avatar

    عالیه????

ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code